تاریخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | 07:51 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
گفتم:تنهای تنهایم خدا،دستانمان هم شد جدا!

گفتی:دستان من بالاست رفیق،دستان تو رفتند کجا؟



گفتم:غمگین غمگینم خدا،جز بی کسی نیست همصدا!

گفتی:رحمت بارانم ببین،باتو شده ست یکصـــــــــــــــدا!



گفتم:محتاج محتاجم خدا،کی می رسد وقت دعا؟

گفتی:هرگه دلت خواهد مرا،تنها بگو تو،ای خــــــدا!!



گفتم:حیران حیرانم خدا،کی در کجا یابم تــــــــو را؟

گفتی:تو دریابم در دلت،احساس کنی آن دم مرا!



گفتم:شاکی شاکی ام خدا،ره وا نشد به روی ما!

گفتی:تو بندگی ام را بکن،کان ره ندارد انتــــــــــها!



گفتم:نالان نالانم خدا،پس کی کنی عهدت وفا؟

گفتی:گر تو کنی عهدت وفا،نیستم به آن من بی وفا!



گفتم:گمراه گمراهم خدا،جز تو ندارم رهنما!

گفتی:تو رو به سوی من بیا،تا که کنم دردت دوا!






پرسیدم از تو ای خدا...
عذابی هست که زن را در آن سهیم نکرده باشی؟
دردی هست که زن را به آن مبتلا نکرده باشی؟
شبی هست که او را بی خواب نکرده باشی؟
باری هست که به او تحمیل نکرده باشی؟

رنجی هست که او را در آن شریک نکرده باشی؟
و در آخر...
شکستی هست که او را با آن مواجه نکرده باشی؟
اما تو در پاسخ گفتی:
ای بنده عجول من....
قلبی رئوف تر از آنی هست که به تو هدیه کردم؟
محبتی بی ریاتر از آنی هست که در رگهایت جاری کردم؟
اشکی پاکتر از آنی هست که در چشمانت جوشاندم؟
چشمانی بی قرار تر از آنی هست که به انتظارت نشاندم؟
دلی بردبارتر از آنی هست که به تو ارزانی کردم؟

چتری وسیع تر از آنی هست که سایه بان چشمانت کردم؟
نعمتی بزرگتر از آنی هست که در زیر پاهایت گسترانیدم؟
و در آخر...
قدرتی فراتر از آنی هست که پایه زندگی کودکی باشی و من ....
به تو عطا کردم؟؟!!!






طبقه بندی: ابیاتی درباره خدا،
برچسب ها: تفکر در افریدگار، در، ابیات، و، نوشته، های، زیبا،

تاریخ : یکشنبه 27 بهمن 1392 | 10:06 ق.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
گر محتسب شکست خم میفروش را
دست دعای باده پرستان شکسته نیست صائب تبریزی

 

از زاهدان خشک مجو پیچ و تاب عشق
ابروی قبله را خبری از اشاره نیست صائب تبریزی

 

حضور خاطر اگر در نماز معتبرست
امید ما به نماز نکرده بیشترست صائب تبریزی

 

از حادثه لرزند به خود قصر نشینان
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم صائب تبریزی

 

ای گل شوخ که مغرور بهاران شده‌ای
خبرت نیست که در پی چه خزانی داری صائب تبریزی

 

دلم به پاکی دامان غنچه می‌لرزد
که بلبلان همه مستند و باغبان تنها صائب تبریزی

 

تیره روزان جهان را به چراغی دریاب
تا پس از مرگ ترا شمع مزاری باشد صائب تبریزی

 

شاه و گدا به دیدهٔ دریادلان یکی است
پوشیده است پست و بلند زمین در آب صائب تبریزی

 


آن که گریان به سر خاک من آمد چون شمع
کاش در زندگی از خاک مرا بر می‌داشت صائب تبریزی

 

طومار زندگی را، طی می‌کند به یک شب
از شمع یاد گیرید، آداب زندگانی صائب تبریزی

 

 نیست پروا تلخکامان را ز تلخی های عشق
آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است صائب تبریزی

 

عیش امروز علاج غم فردا نکند
مستی شب ندهد سود به خمیازه صبح  صائب تبریزی

 جملات حکیمانه





طبقه بندی: مطالب ادبی،
برچسب ها: گلچین، تک، بیتی، های، صائب، تبریزی،

تاریخ : جمعه 25 بهمن 1392 | 12:11 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی


سرودهای زرتشت (قسمت چهارم) | آرمین کسروی نام کتاب : سرودهای زرتشت (قسمت چهارم)
سرودهای زرتشت (قسمت چهارم) | آرمین کسروی گردآوری : آرمین کسروی
سرودهای زرتشت (قسمت چهارم) | آرمین کسروی حجم کتاب : ۳۱۶ کیلوبایت
سرودهای زرتشت (قسمت چهارم) | آرمین کسروی دسته » ادبیات » مجموعه شعر

سرودهای زرتشت (قسمت چهارم) | آرمین کسروی مترجم : موبد رستم شهزادی

سرودهای زرتشت (قسمت چهارم) | آرمین کسروی قالب کتاب : PDF

سرودهای زرتشت (قسمت چهارم) | آرمین کسروی تعداد صفحات : ۴۲

سرودهای زرتشت (قسمت چهارم) | آرمین کسروی پسورد : www.98ia.com

سرودهای زرتشت (قسمت چهارم) | آرمین کسروی منبع : wWw.98iA.Com

 




طبقه بندی: مطالب ادبی،
برچسب ها: سرود، های، زیبا، و، تاریخی، زرتشت، دانلود،

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic