تاریخ : چهارشنبه 28 اسفند 1392 | 02:15 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
این دعا هم بخشش و تعلیم توست

گر نه در گلخن گلستان از چه رست

در میان خون و روده فهم و عقل

جز ز اکرام تو نتوان کرد نقل

از دو پاره پیه این نو ر روان

موج نورش می زند بر آسمان

گوشت پاره که زبان آمد از او

می رود سیلاب حکمت همچو جو



سایه حق بر سر بنده بود

عاقبت جوینده یابنده بود

گفت پیغمبر که چون کوبی دری

عاقبت زآن در برون آید سری

چون نشستی بر سر کوی کسی

عاقبت بینی تو هم روی کسی

چون ز چاهی می کنی هر روز خاک

عاقبت اندر رسی در آب پاک



طبقه بندی: اشعار با قالب مثنوی،
برچسب ها: چرا مثنوی، مثنوی، قالب آسان،

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات