تاریخ : پنجشنبه 22 خرداد 1393 | 01:54 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
مولود

ماه شعبان تا که خود را در بر نیمه کشاند
وقت افطارش نگاه عسگری من را بخواند
خواست تا آن شب بمانم در کنارِ نرگسش
تا شوم هنگامه‌ی مولود یار نرگسش
حضرتش فرمود ای عمه بهارم می‌رسد
امشب از ره آن سیه گیسو نگارم می‌رسد
ماندم آن شب در کنارِ مادر شمسِ جهان
تا ببینم خَلْقْ زیبای رخ صاحب زمان
تا طلوع فجر چشمم را به نرگس دوختم
همچو شمعی در بر بانوی تنها سوختم
ناگهان چشم مرا خواب و خیالی خانه کرد
ذکر یا الله نرگس در وجودم لانه کرد
دیده را وا کردم و دیدم که نرگس غرقِ نور
در بغل بگرفتم او را دیدمش گرمِ سرور
شد امام عسگری دلواپس آن ماهِ بدر
ناگهان فرمود بر نرگس بخوان یک سوره قدر
خواندم آن سوره بدیدم نرگسش آرام شد
سوره‌ی قدر خدا خود مرحم آلام شد
لحظه‌ای آمد ندایی که مرا دیوانه کرد
قلب من را تشنه‌ی دیدار آن درّ دانه کرد
من شنیدم طفل نرگس خود عبادت می‌کند
همره من سوره‌ی قدری تلاوت می‌کند
در تعجب گشتم و مولا امام عسگری
حکمتی آموخت بر جانم ز لطفِ داوری
عمه جان از حکمت اسرار حق حیرت مکن
هیچ تردیدی در این امر پر از قدرت مکن
ما به طفلی ناطق حکم الهی می‌شویم
در بزرگی دشمن ظلم و تباهی می‌شویم
حکمت آموزی مولایم به پایان تا رسید
از میان دیدگانم نرگسش شد ناپدید
رو نمودم سوی مولا گفتمش نرگس کجاست
خانه‌ات جولانگه اعجازِ انوارِ خداست
تا به امرش راهی محراب آن مادر شدم
باز مدهوش ظهور معجزی دیگر شدم
دیدمش مادر به همراه گلی کرده ظهور
کودکی بر سجده افتاده سرا پا پر ز نور
ابروی نازش دل ما را به یغما می‌برد
بعد سجده هر دو دستش را به بالا می‌برد
او گواهی می‌دهد معبود من حق جلیست
جدّ من پیغمبر خاتم، وصی، بابم علیست
آیه آیه اولیا را وصف و معنا می‌کند

ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار در وصف ولادت امام زمان(عج)،
برچسب ها: مولود، امام، زمان،

تاریخ : پنجشنبه 22 خرداد 1393 | 01:53 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
بگذریم
امشب زخواب های پریشان که بگذریم
این نیمه را به نیمه شعبان که بگذریم
بُن بست شهر را بپریم و سپس کمی
این کوچه را به سمت خیابان که بگذریم
از کثرتی که هست فراری شویم و بعد
از جاده های خلوت ایمان که بگذریم
مجنون برای دیدن لیلا گذشت و ما
این شهر را به سمت بیابان که بگذریم
مانند ابرهای ترک خورده ی فراق
از گریه ها به مقصد باران که بگذریم
بر جانماز خشک و کویری دهیم آب
آنگاه مثل رود خروشان که بگذریم
دریا همیشه مقصد هر رودخانه نیست
پس ما شبیه موج سواران که بگذریم
با همرهی سیصد و سیزده سوار عشق
از مکه و مدینه ایمان که بگذریم
زیباترین یقین بخدا پیش روی ماست
با یوسفی که یکسره در آرزوی ماست
طرحی دوباره می کشم از ابتدای تو
طرحی که حرف می زند از ماجرای تو
طرحی که من نبوده ام اما تو بوده ای
طرحی که رسم می شود از ماورای تو
طرحی مرکّب از تو و سیزده سوار عرش
طرحی که نور می دهد از روشنای تو
طرحی که آفریده شما را امام من
طرحی که آفریده مرا هم برای تو
دسته به دسته آینه ها هم نشسته اند
در زیر لفظ گفتن یک ربّنای تو


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار در وصف ولادت امام زمان(عج)،
برچسب ها: شعر، رحمان نوازنی، در، وصف، امام، زمان، (عج)،

تاریخ : سه شنبه 15 بهمن 1392 | 01:41 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
"معجزه ای از حضرت امام زمان(عج)"

 

ابو جعفر روایت کرد که : حق تعالی مرا فرزندی عطا کرده بود.نامه به حضرت صاحب (عج) نوشتم رخصتی جهت ختنه کردن آن مولود طلبیدم.پیش از ارسال نامه آن کودک در روز هفتم ولادتش فوت نمود.نامه ای دیگر نوشته عرضه داشتم که مرا فرزندی شده بود فوت نمود.آن حضرت جواب نوشت که : حق سبحانه ترا فرزند دیگری در عوض می دهد باید آن را احمد نام کنی و بعد از آن نیز ترا فرزند دیگری خواهد داد او را جعفر نام کن.ابو جعفر گوید : که در مدت دو سال خدا مرا دو پسر عطا نمود .چنانچه حضرت فرموده بود یکی را احمد نام نهادم و دیگری را نیز جعفر نام گذاشتم.

 

منبع :(( تحفت المجالس در معجزات چهارده معصوم))    




طبقه بندی: مطالب ادبی،
برچسب ها: معجزه، از، امام، زمان،

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات