تاریخ : پنجشنبه 22 خرداد 1393 | 01:53 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
بگذریم
امشب زخواب های پریشان که بگذریم
این نیمه را به نیمه شعبان که بگذریم
بُن بست شهر را بپریم و سپس کمی
این کوچه را به سمت خیابان که بگذریم
از کثرتی که هست فراری شویم و بعد
از جاده های خلوت ایمان که بگذریم
مجنون برای دیدن لیلا گذشت و ما
این شهر را به سمت بیابان که بگذریم
مانند ابرهای ترک خورده ی فراق
از گریه ها به مقصد باران که بگذریم
بر جانماز خشک و کویری دهیم آب
آنگاه مثل رود خروشان که بگذریم
دریا همیشه مقصد هر رودخانه نیست
پس ما شبیه موج سواران که بگذریم
با همرهی سیصد و سیزده سوار عشق
از مکه و مدینه ایمان که بگذریم
زیباترین یقین بخدا پیش روی ماست
با یوسفی که یکسره در آرزوی ماست
طرحی دوباره می کشم از ابتدای تو
طرحی که حرف می زند از ماجرای تو
طرحی که من نبوده ام اما تو بوده ای
طرحی که رسم می شود از ماورای تو
طرحی مرکّب از تو و سیزده سوار عرش
طرحی که نور می دهد از روشنای تو
طرحی که آفریده شما را امام من
طرحی که آفریده مرا هم برای تو
دسته به دسته آینه ها هم نشسته اند
در زیر لفظ گفتن یک ربّنای تو


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار در وصف ولادت امام زمان(عج)،
برچسب ها: شعر، رحمان نوازنی، در، وصف، امام، زمان، (عج)،

تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393 | 01:30 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
مژده ای دل که دگر سوم شعبان آمد

پیک شادی ز بر حضرت جانان آمد


مژده ای دل که برای دل غمدیده ما


هدهد خوش خبر از نزد سلیمان آمد


خیز ای دل تو بیارای کنون بزم طرب


که دگر موسم اندوه به پایان آمد


مطربا نغمه نو ساز کن و پای بکوب


که به ما مژده وصل شه خوبان آمد


ساقیا باده بده خود بنما سرمستم


زان می‌ای کو به تن خسته ما جان آمد


ظلمت و تیرگی شام الم رفت کنون


روز شادی شد و خورشید فروزان آمد


غنچه‌ی دهر در این روز بخندید دگر


که به بستان علی نوگل خندان آمد


عطر پاشید به بستان که همه عطرآگین


سمن و یاسمن و سنبل و ریحان آمد


بلبل از لب به ترنم بگشاید نه عجب


که به گلذار نبی بلبل خوش خوان آمد


گوهری از صدف بحر کرم گشت عیان

که به توصیف رخش لولو مرجان آمد


نور حق جلوه به برج شرف زهرا کرد


بین به این نور که این گونه درخشان آمد


وه چه روزی است مبارک ز قدوم شه دین


موسم مغفرت و رحمت یزدان آمد


روز فرخنده میلاد حسین ابن علی(ع)


مژده‌ی خامُشی آتش نیران آمد


باعث کون و مکان منشاء ایجاد حسین


که وجودش به جهان مفخر انسان آمد


مظهر ذات خدا سبط رسول دو سرا


نور چشمان علی آن شه مردان آمد


حیف و صد حیف که در واقعه کرب و بلا


بر تن خسته او ظلم فراوان آمد


بر سر عهد و وفا در ره معشوق نگر


خود فدا کرد که سالار شهید آن آمد


ای غلامان اگرت بار گنه سنگین شد


غم مخور چونکه حسین شافع عصیان آمد

كیمیای اشك؛ سید جلال یاسینی



طبقه بندی: اشعار در وصف امام حسین (ع)،
برچسب ها: شعر، در، وصف، امام، حسین،

تاریخ : یکشنبه 4 خرداد 1393 | 03:27 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم

وانگه همه بت ها را در پیش تو بگدازم

صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم

چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم

تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری

یا آنکه کنی ویران هر خانه که می سازم

جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو

چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم

هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید

با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم

در خانه آب و گل بی توست خراب این دل

یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم





طبقه بندی: ابیات عاشقی، مولانا،
برچسب ها: عشق، در، ادبیات، پارسی،

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات