تاریخ : دوشنبه 28 بهمن 1392 | 09:20 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی

در دفتر مدرسه نشسته ام  یک چایی برداشتم و منتظرم سرد شود . می خواهم گلویی تازه کنم زنگ بعد با کلاس سوم انسانی درس دارم . یک ساعت باید حرف بزنم .. توضیح دهم  ..بگویم ....بخوانم و.......

 

زنگ می خورد به کلاس می روم  .بعد از عادت همیشگی حضور و غیاب بچه ها کتاب را باز می کنم

ابتدا  جهت جلب توجه همه بچه ها درباره اهمیت این درس در امتحان نهایی و کنکور و..... توضیح می دهم

 اما هدفم درک بیشتر کلاس از مفهوم اصلی این درس است.

این درس را خیلی دوست دارم ..نثر روان و شیرین نویسنده یکی از جذابیت های این درس است.

یاد صحبت های یکی از اساتیدم می افتم که می گفت تاریخ بیهقی را باید خورد ...هضم کرد  ..درک واقعی که این کتاب مثل غذایی است که مزه شیریننش باید در دهان احساس شود و این درس قسمت مهمی از این تاریخ است ....

                                                  حسنک وزیر:

بند به بند می خوانم. توضیح می دهم. کلمات مهمش را معنی می کنم .

بچه ها نمی دانند اما من هر سال از اخر قصه خبر دارم . بغض سنگینی گلویم را می فشارد که ناگاه حسنک را می اورند با بند ...و بو سهل روا  می دارد درحق  او انواع توهین و استخفاف...

در همین هنگام زنگ می خورد و باز من میدانم اخر داستان را اما بچه ها نمیدانند .

بچه ها تند تند کتاب هایشان را جمع می کنند  و می روند هیچ کس به فکر حسنک در بند نیست .حسنک باید همان گونه در بند بماند  با همان جبه ی حبری رنگ و خلق گونه اش  تا سه شنبه هفته بعد  البته اگر برف نیاید .. اگر هوا الوده نباشد ..و اگر..........

و سه شنبه دیگر می رسد  حسنک در بند بی گناه را  می اورند و محاکمه اش می کنند و محکوم به اعدام.

هیچ کدام از بچه ها صدایشان در نمی اید .هیچ کس اعتراض نمی کند و هیچ کس ..

اینقدر فرصت کلاس محدود است که هیچ کس جان دادن حسنک بر بالای دار را نمی بیند . هیچ کس به حالش گریه نمی کند تنها صدای مویه های مظلومانه مادر اوست که در کلاس می پیچد.

بچه ها به فکر کنکورند .امتحان نهایی ...تست های قلمچی  ..لغت های مهم ...اصطلاحات و عبارات کنکوری.

تعجب می کنم همین بچه ها  که کوچکترین بی عدالتی و تبعیض را در حق خودشان بر نمی تابند  چرا دم نمی زنند ..هیچ نمی گویند .

ومن دلم چقدر برای حسنک می سوزد  و برای بیهقی....  نویسنده ی بی پروا و حقیقت گویی که روایتگر دوران پر اشوب غزنویان است و افسوس تمام سهم ما از این همه درس و عبرت کنکور است و کنکور است و کنکور ...............

شکوفه خالصی زاده ----دبیر ادبیات - تهران اذر ماه ۹۰




طبقه بندی: مطالب ادبی،
برچسب ها: برداشت، آزاد، ازاد، موضوع، انشا، جنجالی،

 

انشا یک بچه دبستانی در مورد ازدواج (اوج خنده)

 


هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.




طبقه بندی: مطالب ادبی،
برچسب ها: انشا، یک، بچه، دبستانی، درباره، ازدواج، اوج خنده،

تاریخ : دوشنبه 28 بهمن 1392 | 09:09 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی

به نام خدا

 

 

موضوع انشا:سبک شمردن نماز

 

 

بهتر است نمازی که به جا می اورد نماز اول وقت باشد و فضیلتش به گونه ای باشد که خدا را با دیدگان دل بیند و تنها عبادتش و پرستش و نمازش برای معبودش باشد برای او که از نهان و اشکار هر چیز و هر کسی به خوبی اگاه است و در نهایت بصیرت به احوال مخلوقاتش می باشد.بهترین نماز،نمازی است  که انسان با حضور قلبی کامل و اخلاص تمام بخواند و به هیچ کس دیگری به جزخدا توجه نداشته باشد، تنها برای او و به جهت شایستگیش برای عبادت و ستایش،عبادتش کند،نه برای ترس از عواقب که عبادت بردگان است و نه برای امید مزد و ثواب که عبادت مزدوران می باشد،بلکه فقط برای شایستگی او و عشق و محبت به او باشد. در نماز باید تمام حواس متوجه معبود باشد و یا در محضر چه کسی ایستاده و مفتخر به سخن گفتن با که گشته،چنین نمازی را رسول گرامی اسلام بهتر از نماز خواندن در مسجدالحرام می داند.

اما افسوس که برخی نماز را سبک می شمارند و موقع مغتنمی برای فکر نمودن ،به کار های گوناگون دانسته و اشتباهات فراوانشان در نماز حاکی از اشفتگی ذهن و قلبشان و مشغول بودنشان به افکار گوناگون و مختلف است که قران می گوید:وای به احوال نماز گزارانی که از نمازشان غفلت کنند.شرایط صحت و کمال نماز را بتوان به اسانی و سهولت انجام داد اما انچه بسی حساس است در نماز نباید از سوی الله غافل شد.اری نمازی که برای غیر او باشد و حتی در ان نیز توجهی به سوای او معطوف باشد نمازی خداپسندانه و معراج روحانی و معنوی نیست و مقبول درگاه الهی قرارنمی گیرد  باید در نماز حضور قلب، تفهم، تعظیم، هیبت، رجاء، حیاء داشته باشد. باید در نماز طهارت، نیت، قرائت، نماز اول وقت، هرگزنباید فراموش نمودهمانا که امام حسین در جنگ نماز را فراموش نکرد، نماز بهترین حالت انسان برای در زدن خانه مقتدرترین پادشاه دو جهان و خالق مخلوقات که بر تمام حالاتشان اگاه است.شیرین ترین لحظات زندگی انسان همان هنگامی است که شهد گوارای محبت با معبود به کامش ریخته شود و مفتخر با سخن گفتن با یگانه معشوق وجود گردد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب ادبی،
برچسب ها: انشا، پژوهش، نماز، درباره،

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic