بی­ سبزه و حافظ و تفأل نشود

نوروز، نصیب باغ و بلبل نشود


ای گل که بهار، از«تو»برپا شده است!...

عمر تو شبیه یاس و سنبل نشود.



طبقه بندی: اشعار در وصف بهار،
برچسب ها: بی­ سبزه و حافظ و تفأل نشود، نوروز، نصیب باغ و بلبل نشود،

تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد 1393 | 02:03 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
از سر كوچه ی یك دسته شقایق امروز

می وزد بوی نسیم

می رسد عطر بهار

***

هم نفس با گنجشك

همره شبنم موسیقی موزون نسیم

از تن كوزه ی مرطوب سحر

از لب سبز دعا

می طراود گل سرخ

***

توسن تیزتك ذكر سحرگاهی من

می برد همره خویش

تا علفزار وصال

دقتر واژه ی دلتنگی را

***

زائر خسته ی چشمان ترم

بر سر راه امید

سالها منتظر است

سالها چشم به ژرفای افق دوخته ام

باد ، در حوض وضو می گیرد

چشمها غسل زیارت كردند

زیر باران سرشك

***

همره باد سحر

سفری باید كرد

تا دیار گل سرخ

تا صریح لب شیرین نگار

***

تشنه ام

تشنه ی كشف و شهود

تشنه ی دیدن لبخند گل سرخ انارم شب و روز

***

من به همراه نسیم

همسفر با گل سرخ

پا به پای صلوات

جمعه را می جویم

***

باد از بیشه ی سرسبز دعا می آید

از گلستان مفاتیح و جنان

منتظر باید ماند

فصل روئیدن گل نزدیك است

می وزد از طرف قبله ی سجاده ی من

نفس صبح بهار

بوی یك باغ امید

عطر یك جمعه ی سبز

فصل گل نزدیك است

لاله از سینه ی دشت

سبزه از دامن كوه

كبك با قهقهه گفت

منتظر باش

كه خورشید طلوع می كند از مغرب عشق

***

سنبل از چینه ی باغ

اشك های گل حسن

خنده ی شانه به سر

نغمه قمری مست

می سرایند گل نرگس را

***

باغ پر می شود از نرگس مست

دشت پر می شود از گندم عشق

باز دل وسوسه ی خوردن گندم دارد

امتحان نزدیك است

***

اقتدا می كنم اینك به پدر

كه به یك لحظه و یك جا

همه رضوان را

به دو گندم بفروخت

***

راه من لیك جدا می شود از راه پدر

من ز راه دگری خواهم رفت

از گذرگاه جنون

كوره راهی كه از آن

همه ی اهل ملامت رفتند

***

از خیابان حضور

از گذرگاه شهود

تا بیابان فنا

از خم كوچه ی رندان غزل خواهم رفت

***

من تفال به غزل خواهم زد

به كتاب غزل پیر خمین

تا قسم یاد كنم یوسف را

كه به مكاره ی بازار جنون

جمعه بازار وصال

بهر خال لب دوست

ناخلف باشم اگر من

همه هستی را

به جوئی نفروشم.



طبقه بندی: اشعار در وصف بهار،
برچسب ها: از سر كوچه ی یك دسته شقایق امروز،

تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد 1393 | 02:02 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
فصل روئیدن گل نزدیك است


می وزد از طرف قبله ی سجاده ی من


نفس صبح بهار


بوی یك باغ امید


عطر یك جمعه ی سبز


فصل گل نزدیك است


لاله از سینه ی دشت


سبزه از دامن كوه


كبك با قهقهه گفت


منتظر باش


كه خورشید طلوع می كند از مغرب عشق



طبقه بندی: اشعار در وصف بهار،
برچسب ها: فصل روئیدن گل نزدیك است.....،

تعداد کل صفحات : 6 :: ... 3 4 5 6

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات