تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 09:46 ق.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی

غده نحس

از حنجر انقلاب حلق آویزیم
الحق که مکلفیم تا برخیزیم
باید دل خویش را به دریا بزنیم
این غده نحس را به دریا ریزیم

احسان کاوه




طبقه بندی: شعر درباره فلسطین،
برچسب ها: غده نحس، جنگ در فلسطین، ادامه، حملات رژیم غاصب،

تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 09:46 ق.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی

صدای گامها در دهلیز مرگ


صدای گامها


در دهلیز مرگ


همهمه، فریاد


وای بر تو،آخ.


بگریز... از این در


بشتاب، داخل شو،


به این سرداب


دویدنها، کشمکش، در دخمه های مرگ


کشته ها: هفتاد


اسرا: نود


بیش از نود مجروح


سکوت، سکوت


ای کالسکه های باد


ایست. آنجا کیست؟


پاسخ می دهم: برادرت "سمیع"


و صدا طنین می اندازد


و صدا همچنان طنین می اندازد


و صدا، همچنان ...


٭٭٭


صدای گامها در دهلیز مرگ


در شب فرو رفت


چهره اش


نیروی خورشید


برای رهایی بود


و ناگهان


شب نفس کشید


وقتی


گلوله


بر سینه اش نشست.


به مادرش مگویید


گلوله


بر سینه اش نشست


به برادرانش مگویید


گلوله


بر سینه اش نشست.


به مادرش


به برادرانش مگویید


با غم او تنهایم بگذارید


با جنازه اش تنهایم بگذارید.


جنازه ای تو


یا کوهی؟


در سینه اش گلوله ها خوار شدند


آه ای رایت رهایی


پلی هستی


که به پیروزی ام می رسانی.


٭٭٭


چهره اش را باد


در آغوش کشید


بر خاک افتاده بود


خون آلود... خون آلود...


بر ساق پایش


نیشی و چنگالی نشسته بود


"تو که هستی


سبزه روی زیبا؟"


باد گفت.


خاموشی چهره اش پاسخ گفت:


تاریخ مقتول توأم




طبقه بندی: شعر درباره فلسطین،
برچسب ها: صدای گامها در دهلیز مرگ،

تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 09:43 ق.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
تو دست من مداده  ...


تو دست تو چوب و سنگ



تو دست بابام کتاب  ...



تو دست بابات تفنگ



تو کیف من پر از نقل ...



تو کوله ی تو فشنگ



اینجا پر از عطر یاس ...



اونجا پر از بوی جنگ



 



 



مدرسه تون تو کوچه ...



دور و برش چن تا هنگ



صدای زنگ تفریح ...



کیوکیو ... بنگ و بنگ



کلاس ما بزرگه ...



با نیمکت آبی رنگ



خوشحال و خندون میریم...



با نغمه ی شاد زنگ



 



 



آبجی کوچولوی من ...



کلی داره دنگ و فنگ



آبجی کوچولوی تو ...



راه میره با پای لنگ



داداش نوزاد من ...



تو  یه ننوی قشنگ



داداش تو مریضه ...



هی میکنه ونگ و ونگ



مامان من همیشه ...



موهاشو می زنه رنگ



مامان تو با  شیون ...



موهاشو می زنه چنگ



خونه ی ما گرم و نرم ...



چادرتون سرد و تنگ



 



 



کاشکی ترانه باشه ...



بجای جیغ تفنگ



رها بشه فلسطین ...



ازین هیاهوی جنگ




طبقه بندی: شعر درباره فلسطین،
برچسب ها: تو دست من مداده، تو دست تو چوب و سنگ،

تعداد کل صفحات : 5 :: ... 2 3 4 5

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic