تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 09:59 ق.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی

شعلۀ زیتون


به سودایی که بفشانم غبار بودن خود را

به دریا می‌سپارم دیدۀ پاروزن خود را


خدا را، ای پیمبرزادگان! بی خواب و تعبیرش

میان گرگ‌ها گم کرده‌ام پیراهن خود را


دلیلی کو برافروزد چراغ از شعلۀ زیتون؟

که من گم کرده‌ام در باد و باران میهن خود را


زمستان است و قندیل سکوت و قریه‌های دور

که می‌مویند در مه آفتاب روشن خود را


ضریحی باید از دریاچه‌های خفته در باران

که بندد دختر ساحل دخیل شیون خود را


افق افراشت در چشمم طلسم آیینه‌های راه

تماشا می‌کنم با هر قدم برگشتن خود را


بهارا، چتر خود بگشا، فراز برگریزانم

که شاید شعله افروزم شبی خود خوردن خود را

بهروز سپیدنامه



طبقه بندی: شعر درباره فلسطین،
برچسب ها: شعلۀ زیتون،

تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی

دیروز

از صلح نوشت، شور جنگت را برد

دستم را بست، پاره‌سنگت را برد

پلکت سنگین شد و نشستی بر خاک

خوابیدی و همسایه تفنگت را برد

 

امروز

زنجیریِ زندانِ شبِ پاییزیم

اشکیم که بر مزار خود می‌ریزیم

بی‌پا، بی‌دست، ‌بی‌هیاهو، بی‌سر

با این‌همه

            فردا که به پا می‌خیزیم:

 

فردا

در شامِ عبورِ شبروان فانوسیم

خاکِ رهِ آفتاب را می­بوسیم

خونخواهِ سیاوشیم، رستم با ماست

برباددهِ کلاهِ کیکاووسیم

 

 

غزه

توفان پیچید،‌ برگی از پا افتاد

فریادی رفت و رفت،‌ گم شد در باد

دستی با خون نوشت بر دامن خاک:

شمشیر یهود را عرب صیقل داد



طبقه بندی: شعر درباره فلسطین،
برچسب ها: دیروز امروز فردا غزه،

تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 09:56 ق.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی

ردّ پا


چه کرد با دل سرسبزتان خزان یهود
چه رفت بر سرتان ای اراضی موعود!

چه دوخت پیرهن از تار و پودِ بخت، این شب
که دختران شما را یکی قواره نبود

زهی در این شب بی‏بخت بی‏ستاره شگون
که بختک است شگونِ ستاره داوود

از آسمان یله شادباش سرخ می‏ریزد
به حجله می‏رسد این ردّ پای خون‏آلود


سید سلمان علوی



طبقه بندی: شعر درباره فلسطین،
برچسب ها: ردّ پا،

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات