تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393 | 12:13 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
عموی خوبم ابا الفضل ....بیا در خیمه ها


نشد میسر اگر آب.....مکش خـجالت ز ما


اگر بمیریم عمو جان.......نگوییم العطش...


ز گریه خاموش شد اصغر..بود در حال غش


بـگو به طفلان بخوانند......همه امن یجیب....


اگـر نـیـاید علـمدار..........شود بابا غریب....


خـدا کـنـد که عموجان .....کند صرفه نظر....


ز آب و آید دگـر بار.....زنـد در خیمه سر....


عـمـود خـیـمه ی او را .....چـرا بابا کشید....


مـگـر بـه بـرگـشـتن او...... نمی باشد امید....


اشـک چـشــم آب روان....شـــد بـرای کـــودکـــان...


ای عمو جانم عموای عمو جانم عمو.....التماس دعا...



طبقه بندی: اشعار ویژه ماه محرم و امام حسین(ع)،
برچسب ها: عموی خوبم ابا الفضل ....بیا در خیمه ها،

برای حضرت علی اکبر(ع)


پیکرت مانند تسبیحی است که از هم وا شده

تیغ و تیر و نیزه روی بیت بیتت جا شده

طعنه و زخم زبان قد تو را خم کرده است

قد تو حالا شبیه مادرم زهرا شده ...

آن قدر روی تنت شمشیر و نیزه تاخته...

قد تو رعنای من، رعناتر از طوبی شده

مادری پهلو شکسته رو به رویت آمده

کوچه، سیلی، میخ در معنا شده

واژه های بر زبانم کمتر از حد توأند

برکهٔ شعرم به شوق نام تو دریا شده

شاعر: سیدعلی محمد نقیب



طبقه بندی: اشعار ویژه ماه محرم و امام حسین(ع)،
برچسب ها: برای حضرت علی اکبر(ع)، شاعر: سیدعلی محمد نقیب،

گاه ابر و گاه باران میشوم

گاه از یک چشمه جوشان میشوم

گاه از یک کوه میآیم فرود

آبشار پرغرورم گاه رود

گاه قطره، گاه دریا میشوم

گاه در یک کاسه پیدا میشوم

روز و شب هر گوشه کاری میکنم

باغها را آبیاری میکنم

نیست چیزی برتر از من در جهان

زندگی از آب میگیرد نشان

گرچه آبم، روزی اما سوختم

قطره تا دریا سراپا سوختم

تشنهای آمد لبش را تر کند

چاره لب تشنه ای دیگر کند

تشنه ای آمد که سیرابش کنم

مشک خالی داد تا آبش کنم

تشنه آن روز من عباس بود

پاسدار خیمه های یاس بود

خون عباس علمدار رشید

قطره قطره در درون من چکید

داغی آن خون دلم را سوخته

آتشی در جان من افروخته

چشم هایم خواب، موجم خفته باد

آبی آرامشم آشفته باد

آب هستم؟ وای من مرداب به

زندگی بخشم؟ نه، مرگ و خواب به

وای بر من، وای بر من، وای دل

مانده در مرداب حسرت پای دل

پیچ و تاب رودم از درد دل است

برکه ازاندوه دل، پا در گل است

گریه من، شرشر باران شده

غصهام در گریهها پنهان شده

دود داغم ابرها را تیره کرد

آسمان ها را سراپا تیره کرد

آب اگر اشک چشم از شرم شد

از خجالت شور و تلخ و گرم شد

آب بودم، کربلا پشتم شکست

آبرویم رفت پستم، پست پست

حال از اکبر خجالت میکشم

از علی اصغر خجالت میکشم



طبقه بندی: اشعار ویژه ماه محرم و امام حسین(ع)،
برچسب ها: گاه ابر و گاه باران میشوم، گاه از یک چشمه جوشان میشوم،

تعداد کل صفحات : 9 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات