تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393 | 12:15 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی

از حال خود نداشت خبر، خنجر

آمد به دستبوسیِ سر ، خنجر

وقتی برید حلق پسر را تیر

افتاد بر گلوی پدر ، خنجر !

می‌مرد انتظار ، بر این رگها

خود را نمی کشید اگر خنجر

بر خود نهیب زد : اسمائیل است

بر این گلو ندارد اثر ، خنجر

بشتاب ، آبرویت را لطفاً

با دست خویش بیش مبر ، خنجر!!

انّا اعطیناک الکوثر را خواند ...

صلّ لربّکَ وانحر ... خنجر !!

خود را عقب کشید ، خدایا ، نه !!

تاب وتوان نداشت دگر ، خنجر

چیزی شبیه آه خدا چون سیل

انگار موج می زد بر خنجر

از چشمهای خود اکنون می ریخت

همراه اشک ، خون جگر ، خنجر

شک نیست حال فرصت اگر می یافت

می زد به قلب خود خنجر ، خنجر !!



طبقه بندی: اشعار ویژه ماه محرم و امام حسین(ع)،
برچسب ها: از حال خود نداشت خبر، خنجر،

تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393 | 12:14 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی

امشب و فردا

امشـب شهـادت نـامه‌ی عشاق، امضا می‌شود

فردا ز خون عاشقان، ایــن دشـت دریا می‌شود

امشب کنار یـکـدگـــر، بنشــستــه آل مـصـطـفـی

فردا پریشان جمع‌شان، چون قلب زهرا می‌شود

امشــب بــود برپــا اگــر، ایـن خـیمه‌ی ثـاراللهی

فردا به دست دشمنــان، برکنده از جــا می‌شود

امــشب صــدای خــواندن قـرآن به گوش آید ولی

فردا صدای الامــان، زین دشــت بــر پــا می‌شود

امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته است

فــردا خـدایــا بستــرش، آغــوش صحـرا می‌شود

امشب که جمع کودکان، در خـواب نــاز آسوده‌اند

فردا به زیر خـــــارها، گـمگــشتـه پیــدا می‌شود

امــشب رقیــه حلــقه‌ء زریــن اگـر دارد به گوش

فردا دریغ ایــن گوشــوار از گــوش او وا می‌شود

امشب بـه خـیـل تشنگان، عباس باشد پاسبان

فردا کنــار علقمــه، بــی دسـت سقّـا می‌شود

امشب که قاسم، زینت گلـــزار آل مصطــفـاست

فردا ز مرکب، سرنگون، ایــن سـرو رعنا می‌شود

امشب گـــرفته در میــــان، اصحـــاب، ثـــارالله را

فـردا عــزیــز فاطمـه، بی یــار و تنــها می‌شود

امشب به دست شاه دشت،باشد سلیمانی نگین

فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می‌شود

امــشــب سـر سِــرّ خــدا بــر دامـــن زینـب بود

فــردا انیس خولی و دیــر نصــــاری مــی‌شود

ترسم زمین وآسمان، زیر و زبر گردد "حسان"

فردا اســــارت نامه‌ی زینب چو اجرا می‌شود

شاعر: حبیب الله چایچیان(حسان)



طبقه بندی: اشعار ویژه ماه محرم و امام حسین(ع)،
برچسب ها: امشب و فردا، شاعر: حبیب الله چایچیان(حسان)،

تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393 | 12:13 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
دستی که حال و روزش یک ادعا نبود

پایی که – آه – دیگر انگار پا نبود

چشمی که تیر را در آغوش می فشرد

امَا هنوز این همة ماجرا نبود

فرقی نمی کند که سپر داشت یا نداشت

یا عکس شیر بر علمش بود یا نبود

دریای خون گرفته ای از اسب و نیزه را

انگار هیچکس بجز او ناخدا نبود

دندان خشم بر بند مشک می فشرد

باید رسید ... راهی تا خیمه ها نبود

این آب بود یا خون چشمهای او ؟!

بر خود نهیب زد جای اعتنا نبود

می آمد و هنوز به تن بوی آب داشت

آری چو مشک زخمی خود بی وفا نبود

...

سم می شکافت بر خاکی لاله گون شده

اسبی که گریه اش دیگر بی صدا نبود !

آنروز عصر حتی انگار باد نیز

با یال خون گرفته او آشنا نبود

...

سر می برید اکنون خورشید را غروب

ایکاش این دلاور دستش جدا نبود



طبقه بندی: اشعار ویژه ماه محرم و امام حسین(ع)،
برچسب ها: دستی که حال و روزش یک ادعا نبود،

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic