زینب آمد شام را شام غریبان کرد و رفت
گنجی اندر گوشة ویرانه پنهان کرد و رفت

نوگلی از گلشن دین کرد زیر خاک لیک
شوره زار شام را همچون گلستان کرد و رفت

کرد اگر در ثمینش را در آن ویرانه خاک
دشمن دین خدا را خانه ویران کرد و رفت

لاله سان زین غم دل آن دخت حیدرگر بسوخت
لیک آتش در بناء آل سفیان کرد و رفت

لحظة شد میهمان رأس حسین بر دخترش
میزبان را میهمان بر خویش مهمان کرد و رفت

بلبل از دیدار گل شور و نوا دارد ولی
دید این بلبل چو آن گل ترک افغان کرد و رفت

عاشق از هجران دهد جان لیک آنطفل یتیم
چون بوصل باب نائل شد بدرجان کرد و رفت

رفت از داغ پدر جانش برون از تن ولی
عالمی را همچو موی خود پریشان کرد و رفت

آن گل خندان زهرا زین جهان پر زخار
رو سوی باغ جنان با چشم گریان کرد و رفت

رنجی اندر باغ گیتی سالها مانند نوح
نوحه بر آن نوگل شاه شهیدان کرد و رفت




طبقه بندی: اشعار ویژه ماه محرم و امام حسین(ع)،
برچسب ها: زینب آمد شام را شام غریبان کرد و رفت، گنجی اندر گوشة ویرانه پنهان کرد و رفت،

امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است
امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند
تا صبح گریانند
امشب به روی کشته ها در ناله مرغانند
چون نی در افغانند
بر خاک بی غسل و کفن رعنا جوانانند
خوابیده عریانند
بر غربت اجسادشان عالم پریشان است
شام غریبان است
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب عیال مصطفی در گوشهء صحرا
بی منزل و ماوا
اموالشان تاراج کین از فرقهء اعدا
ای آه و واویلا
خون می رود امشب ز چشم دختر زهرا
اف بر تو ای دنیا
آل علی ویران نشین اندر بیابان است
شام غریبان است
امشب یتیمان جهان در گوشهء هامون
غلطان به بحر خون
اندر هوای خاتم او بزدل ملعون
دیوانه و مجنون
سازد جدا انگشت او آن بی حیای دون
ای چرخ شو ویران
کی خاتم محبوب حق در خورد دیران است
شام غریبان است
امشب به بالین حسین زینب عزادار است
بر غم گرفتار است
امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است
از دیده گریانست
زهرا به دور کشته ها با خیل حوران است
از دیده خونبار است
امشب فلک گریان به حال آل اطهار است
شام غریبان است
امشب تن پاک حسین در قتلگاه بی سر
در بحر خون اند
خوابیده بی غسل و کفن با اکبر و اصغر
با یاوران یکسر
آثار ظلم خولی مردود سگ کمتر
در کنج خاکستر
گاهی به حال دختران اندر پرستاری
از راه غمخواری
گاهی کند در مطبخ خولی
آن عصمت باری
از ماتمش خائف نواخوانست و گریان است

شام غریبان است




نوشته شده توسط علی بمانی






طبقه بندی: اشعار ویژه ماه محرم و امام حسین(ع)،
برچسب ها: امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است، نوشته شده توسط علی بمانی،

آن شب که بود فرصت سبز دعا فقط
گل کرد در قنوت شما، ربّنا فقط
باریده بود عشق به صحرا و می وزید
عطر زلال نافله از خیمه ها، فقط
وقتی نسیم گلنفسی های او وزید
پر شد فضای خیمه ز بوی خدا فقط
پرسید می روید اگر، وقت رفتن است
کوتاه بود پاسخ تان: ها! کجا؟ فقط
کامل عیار سنگ محک خورده ایم ما
آغوش مان گشوده به روی بلا فقط
آن روح غیرتیم، که ما را توان گداخت
از التهاب حسرت «یا لیتنا» فقط
بی رنگ می شدید از آن آزمون سرخ
من های تان گرفت ازو رنگ ما، فقط
باور نداشتید اگر عشق را چرا
بر داشتند پرده ز چشم شما فقط؟
روزی که آه شیونیان طعم خاک داشت
زد خیمه گلخروش شما در فضا فقط
منظومه ی بلند شهادت سرودنی است
با حنجر بریده سر نیزه ها فقط
یک کاروان دلید ولی روی نیزه هاست
سر های تان درین سفر از هم جدا فقط
ای از زمان همیشه فراتر که مانده است
از تو به یاد خاطره ی کربلا فقط
از حر مجال شرم گرفته است خنده ات
یعنی که از تو شکوه ندارم، بیا فقط
زنجیره ی قیام تو را امتداد داد
زینب به حلقه حلقه ی دام بلا فقط
بر روی نی چو دید گل افشانی تو گفت:
می خواهد این بهار شکوه تو را فقط
افزون تری ز حوصله ی ما، هزار حیف
از تو اگر که داغ بماند به جا فقط
هر شعر در رثای تو گفتیم نارساست
ای خطبه ی حماسی سُرخت رسا فقط
تو مرگ را به سُخره گرفتی کجا رواست
تا نام تو خلاصه شود در عزا فقط
خون بود و داغ بود و عطش بود و آه بود
امّا نبود این همه ی ماجرا فقط
روزی که عشق و عاطفه تاراج می شدند
سهم تو بود پاره ای از بوریا فقط
افتاده از نفس جرس، ای همنفس بیا
یک شیون است فاصله تا نینوا فقط
او ماند و خون حماسه ی او ماند و عشق ماند
از ما چرا به جای بماند صدا فقط؟!
محمد علی مجاهدی «پروانه»



طبقه بندی: اشعار ویژه ماه محرم و امام حسین(ع)،
برچسب ها: آن شب که بود فرصت سبز دعا فقط، محمد علی مجاهدی «پروانه»،

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات