تاریخ : شنبه 21 تیر 1393 | 09:55 ق.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
مهری ماهوتی
رقص قشنگ نور
امشب چه دیدنی ست
آواز شاد باد
امشب شنیدنی ست

عید است و عطر گل
پیچیده در هوا
بوی خوش گلاب
پر کرده سینه را

گلبوته های شمع
روییده هر کجا
می ریزد اشک شوق
یک غنچه بی صدا

گلدسته ها همه
غرق ستاره هاست
هر گوشه حرم
فریاد «یارضاست»

وقت زیارت است
پر می کشد دلم
همراه کفتران
من می روم حرم



طبقه بندی: اشعاری در مدح امام رضــــــا (علیـــــه الســّــــــلام)،
برچسب ها: مهری ماهوتی، رقص قشنگ نور،

تاریخ : شنبه 21 تیر 1393 | 09:54 ق.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
سید احمد میرزاده

بادها، گرم و سوزان
ریگها، داغ و تبدار
کاروان داشت می رفت
در کویری پر از خار
ظهر، نزدیک می شد
باز، وقت اذان بود
روستای «ده سرخ»
منزل کاروان بود
خشکسالی در آن ده
داشت بیداد می کرد
تشنگی بود و آتش
خاک، فریاد می کرد
مثل بیمار می سوخت
روستا در تب خود
شد به نرمی پیاده
مردی از مرکب خود
قدری از خاک برداشت
برد نام خدا را
خاک با شوق نوشید
عطر آن دستها را
ناگهان چشمه ای سرد
از دل خاک جوشید
عطر دست رضا بود
آنچه را خاک نوشید

سید احمد میرزاده
می آمد و عطر سلامش
بوی گل گیلاس می داد
دستان او بوی شکوفه
بوی بهار و یاس می داد
مردم هجوم آورده بودند
تا دستهایش را ببوسند
یک لحظه رویش را ببینند
بال عبایش را ببوسند
در بین آن جمعیت اما
او آمد و مهمان من شد
او آمد و این خانه آن روز
لبریز عطر یاسمن شد
چشمان زیبای نجیبش
رنگ زلال دوستی داشت
او یک نهال سبز بادام
در گوشه ای از خانه ام کاشت
او رفته اما خانه من
از عطر و بویش گشته لبریز
این نونهال سبز شاداب
هرگز نگیرد بوی پاییز



طبقه بندی: اشعاری در مدح امام رضــــــا (علیـــــه الســّــــــلام)،
برچسب ها: سید احمد میرزاده بادها، گرم و سوزان،

مهری ماهوتی
دور سقاخانه می گردد نسیم
دانه می پاشد کنار حوض آب
چادرش بوی زیارت می دهد
بوی اشک و گریه و بوی گلاب

آسمان چشم او پر می شود
باز، از پرواز شاد کفتران
صحن را آهسته جارو می کند
خادمی با دستهای مهربان

می نشیند در نگاه خیس او
مثل یک گل، سایه فواره ها
قلب من پر می کشد مثل نسیم
هردومان هستیم مهمان رضا

محمد عزیزی«نسیم»
پای خود را می گذارم در حرم
از دلم پر می کشد اندوه و غم

با کبوترهای گنبد می روم
توی خال آسمان گم می شوم

شاپرکها، تشنه دیدار نور
شادمان سر می رسند از راه دور

چشم خود را در حرم وا می کنند
شمع را یکباره پیدا می کنند

شمع جمع شاپرکهایی رضا
ای کلید ساده مشکل گشا

آن گل زیبا گل خوشبو تویی
ای رضا جان ضامن آهو تویی
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

می شوم من روز و شب همسایه ات
می شود چتر دو بالم سایه ات



طبقه بندی: اشعاری در مدح امام رضــــــا (علیـــــه الســّــــــلام)،
برچسب ها: مهری ماهوتی، دور سقاخانه می گردد نسیم،

تعداد کل صفحات : 8 :: ... 2 3 4 5 6 7 8

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic