تاریخ : شنبه 21 تیر 1393 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
عاشقان را کو پناهی غیر توس؟
ای دل! من آتشین آهی بر آر
تا بسوزی دامن ایـن روزگار
روزگـار مـردمی‌ها سوخته
چهره‌ی نامــردمی افروخـته
کینه‌ها در سینه‌ها انباشته
پرچــــم رنگ و ریـا افراشته
دشت سبز اما ز خار و کاکتوس
وز تبر شد هیمـه عود و آبنوس
آب دریا تن به موج کف سپرد
مـوج دریا اوج را از یــاد بـرد
جان‌به‌لب شد از ریاکاری شرف
خوب بودن مرد و بودن شد هدف
آب هم آییــنه را گم کرده اسـت
سنگ در دل‌ها تراکم کرده است
تیرگی انبوه شـد پشت سحـر
صبح در آفاق شب شد دربه‌در
نغمه‌های عشق هم خاموش شد
این قلندر بـاز شولاپوش شد
ارغوان روی او کم‌رنگ شد
پرنیانش هم‌نشین سنـگ شـد
خاک را از خار و خس انباشتند
یاس را در کرت شبدر کاشتنـد
نامرادی را دوا در کـار نیست
مـهر دارو در دل بازار نیـست
گـر دلی مجروح گردد از جفا
نیست گلخندی که تا یابد شفـا
نسخه‌ای نو در فـریب آورده‌اند
بوسه، دارویی که پنهان کرده‌اند
در دل این روزگار پرفـسوس
عاشقان را کو پناهی غیر توس
ای شفابخش دل بـیمار ما!
چاره‌ای کن از نگه در کار ما
خیل صیادان که در هر پشته‌اند
آهوان دشـت‌ها را کـشته‌اند
تا نـهد دل در رهت پا در رکـاب
اشک پیش افتاد و دل را زد به آب

سیدعلی موسوی گرمارودی



طبقه بندی: اشعاری در مدح امام رضــــــا (علیـــــه الســّــــــلام)،
برچسب ها: سیدعلی موسوی گرمارودی،

تاریخ : شنبه 21 تیر 1393 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
ذبیح الله احمدی
با دیده دل اگر رضا را بینی مرآت جمال کبریا را بینی
گر پرده اوهام به یک سو فکنی اندر پس آن پرده خدا را بینی
تا گوهر اشکم سر بازار نیاید کالای مرا هیچ خریدار نیاید
خوارم من و در سینه من عشق شکفته است تا خلق نگویند گل از خار نیاید
ای حجت هشتم که خدا خوانده رضایت مدح تو جز از خالق دادار نیاید
نومیدی و درگاه تو بی سابقه باشد هر کار ز تو آید و این کار نیاید
دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت جائی ننوشته است گنهکار نیاید
گوئی به کجا روی کند ای همه رحمت گر بر در تو شخص گرفتار نیاید



طبقه بندی: اشعاری در مدح امام رضــــــا (علیـــــه الســّــــــلام)،
برچسب ها: ذبیح الله احمدی،

علی اصغر نصرتی
ماه در حوض بزرگ کاشی است
آب، آیینه مهتاب شده
ماه، مهمان قشنگ حوض است
حوض بیچاره دلش آب شده

چشم من منتظر خورشید است
پیک خورشید، سپیده پیداست
از حرم بانگ اذان می آید
آه، این منتظر خیلی زیباست!

کفتری از سر گنبد برخاست
بق بقو کرد و به پرواز آمد
همرهش مرغ نگاه من هم
رفت و یک بار دگر باز آمد

مرغ بی تاب نگاهم اکنون
بر سر گنبد پاک آقاست
چشمهایم به دلم می گوید:
راستی گنبد آقا زیباست

از حرم، از در و دیوار،اینجا
بوی جانبخش دعا می آید
مثل بوی خوش گلها در باغ
همه جا بوی رضا می آید



طبقه بندی: اشعاری در مدح امام رضــــــا (علیـــــه الســّــــــلام)،
برچسب ها: علی اصغر نصرتی، ماه در حوض بزرگ کاشی است،

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات