تاریخ : دوشنبه 12 خرداد 1393 | 02:11 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
اکبر که گل حمیده فاطمه است / نور دل نور دیده ی فاطمه است
هر چند که از گلشن لیلا باشد / او لاله ی پروریده ی فاطمه است . . .



طبقه بندی: اشعار در وصف حضرت علی اکبر(ع)،
برچسب ها: شاه بیت، اکبر که گل حمیده فاطمه است،

تاریخ : دوشنبه 12 خرداد 1393 | 02:10 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت

ساقی بیا كه مشكلم آسان نمی شود
جامی بریز باده كه پنهان نمی شود
طوفانیم، رسیده ام از خم سبو كشم
با این یكی دو جام كه طوفان نمی شود
ما را خدا برای حسین آفریده است
این بندگی حواله ی سلطان نمی شود
ما از ازل خراب سبوییم و غیر ما
مستی حریف این مِیِ جوشان نمی شود
ما عاشقیم، عاشق ارباب زاده ایم
این عاشقی نصیب سلیمان نمی شود
ساقی بیا و این دل دلداده را ببین
جامی بریز و حضرت شه زاده را ببین
بالا بلند! سایۀ طوبی کجا و تو!
ای آبشار! پهنۀ دریا کجا و تو!
با یک نگاه زنده کنی کائنات را
تا سر دهند شور مسیحا کجا و تو‍!
وقتی قدم به خاک نهادی بهشت گفت:
ای قبلۀ عیان شده! دنیا کجا و تو!
سیلاب می کند نظرت رشته کوه را
ثابت کند که معجز موسی کجا و تو!
چون تو به اوج، جاذبه پیدا نمی شود
هر یوسفی که یوسف لیلا نمی شود
از راه آمدی كه ز دل دلبری كنی
ما سر فدا كنیم و تو هم سروری كنی
نامت بلند باد! كه این جا دلی نماند
زلفت دراز باد! كه غارت گری كنی
ای از همه شبیه ترین بر رسول عشق!
باید به آل فاطمه پیغمبری كنی
ای اولین علی، علی دوم حسین!
باید از این به بعد علی پروری كنی
ای جلوه ات شبیه ابالفضل بی بدیل!
باید میان معركه ها حیدری كنی
پیغمبر دوباره ایل و تبار عشق!
ای صاحب همیشگی ذوالفقار عشق!
وقتی میان معركه تكبیر می كِشی
یك دشت را به پنجه ی تسخیر می كشی
چشم تو كافی است برای تمام خلق
وای از دمی كه قبضه ی شمشیر می كشی
زَهره كه هیچ، هر رجزت سینه می درد
وقتی كه نعره های نفس گیر می كشی
عقاب های آسمان همه مبهوت مركبت
می تازی و زبانه به زنجیر می كشی
ای سبط مرتضی تو علی را به كارزار
با ضربه های خویش به تصویر می كشی
زیبا ترین تجسم خون خدا تویی
سر تا به پا تمامی كرب و بلا تویی
راه خدا به سمت تو و آسمان توست
حتی حسین چشم به راه اذان توست
همسایه ی همیشه ی معراج اهل بیت
جای پیامبران همه در آستان توست
شیواترین مكبّر محراب مرتضی
نهج البلاغه تا به ابد خطبه خوان توست
ابرو كمان حضرت ارباب تا ابد
خورشید كوچه گرد به طاق كمان توست
باب الحوائجیِ تو مثل عموی توست
عباس مست جاذبه ی بی امان توست
بند دل حسینی و آرام زینبی
تو روضه ی نگفته ی هر شام زینبی



طبقه بندی: اشعار در وصف حضرت علی اکبر(ع)،
برچسب ها: ساقی بیا كه مشكلم آسان نمی شود،

تاریخ : دوشنبه 12 خرداد 1393 | 02:10 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت

دیشب از عشق چشم من تر بود
عاشقی حرف ما و دلبر بود
دلِ گم گشته ام مرا می برد
دلم از كودكی كبوتر بود
تا سر كوچه ی خدا رفتم
كه پُر از چشمه های كوثر بود
چشم من بود و دامن ساقی
دست من بود و لطف ساغر بود
من ز هوش و دلم ز دستم رفت
كار پیمانه های آخر بود
كار دل، كار عشق دست تواند
هم خدا، هم حسین مست تواند
جلوه ای كن به رسم دلبریت
تا بریزیم سر به سروریت
درِ بازارِ بردگان وا شد
یوسف آمد برای نوكریت
كعبه افتاده است دنبالت
با خیالِ رخِ پیمبریت
تو علی هستی و علی مانده
ماتِ اعجاز تیغ حیدریت
چقدر مثل فاطمه هستی
به فدای شكوه كوثریت
آمدی عشق در به در شده است
امشب ارباب ما پدر شده است
باز كن چشم عالم آرا را
خیره كن چشم های دنیا را
نخوری چشم ای تو چشم حسین
بس كه چشمت ربوده دل ها را
نوه ی ارشد امیر عرب
می دهی عطر نام زهرا را
ای علمدار دوم این قوم
می بری رونق مسیحا را
آرزوی حرا دو ركعت توست
تا ببیند دوباره طاها را
صخره ای موج را به هم كوبید
روی دوشش گرفت دریا را
پَرِ سجاده های مادر تو
می برد دودمان لیلا را
سیب سرخی و زاده ی ارباب
یوسف خانواده ی ارباب
شاه زاده امیر میدان ها
مثل عباس مرد طوفان ها
نفس دشت ها بریده ز تو
تند باد شگفت جولان ها
كوه ها خاك پای تن تنه ات
شاه بیتِ لبِ رجز خوان ها
به علی رفته ای در اوج نبرد
می زنی خنده بر پریشان ها
زَهره ها را دریده ای یعنی
هیچ كس نیست بین میدان ها
از امیران كربلا هستی
چقدر شكل مرتضی هستی
گره ای تا زدی دو ابرو را
به هم آمیختی تو شش سو را
همگی قبر خویش را كندند
تا كه دیدند تیغ و بازو را
تیغ رقصید و آسمان بشنید
ضربه ات را صدای هوهو را
طپش قلب خیمه ها آمد
تا گشودی سپاه گیسو را
آمدی تا پس از عمو گیری
پای محمل ركاب بانو را
از مِیِ عشق باده ای داریم
وه چه ارباب زاده ای داریم!
روشنی های آسمان حسین
ای نشانیِ بی نشان حسین
روی چشم تو ابروان پدر
روی دوش تو گیسوان حسین
آه! داوود حضرت ارباب
ای اذان گوی كاروان حسین
بعد آوای دلنشین تو بود
نوبت گفتن اذان حسین
قُوَت زانوان بابایی
ای مسیحاترین جوان حسین
مادرت هیچ، بین بهت حرم
رفتنت می برد توان حسین
از نگاهت عزیز زهرا سوخت
رفتی از رفتن تو لیلا سوخت



طبقه بندی: اشعار در وصف حضرت علی اکبر(ع)،
برچسب ها: حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت،

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic