مار از پونه، من از مار بدم می‌آید
یعنی از عامل آزار بدم می‌آید
 
هم ازین هرزه علف‌های چمن بیزارم
هم ز همسایگی خار بدم می‌آید
 
کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغ
که من از این‌همه دیوار بدم می‌آید
 
دوست دارم به ملاقات سپیدار روم
ولی از مرد تبردار بدم می‌آید
 
ای صبا! بگذر و بر مرد تبردار بگو
که من از کار تو بسیار بدم می‌آید
 
عمق تنهایی احساس مرا دریابید
دارد از آینه انگار بدم می‌آید
 
آه، ای گرمی دستان زمستانی من
بی‌تو از کوچه و بازار بدم می‌آید
 
لحظه‌ها مثل ردیف غزلم تکراریست
آری از این‌همه تکرار بدم می‌آید
 
شعر از محمد سلمانی


با تشکر از وبلاگ»http://shikpoem.blogfa.com/



طبقه بندی: مطالب ادبی،
برچسب ها: اشعار ناب، منظومه های ناب،

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات