تاریخ : جمعه 17 آبان 1392 | 01:08 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی


به نام آن که جان را نور دین داد                       خرد را در خدا دانی یقین داد









بزرگ ترین وبلاگ ادبیات ایران و جهان شما را به مطالعه درباره ادبیات کهن و دوست داشتنی ایران زمین یعنی زبان بزرگ پارسی  و تمام آثار بزرگ شاعران پارسی ، دعوت می نماید.

باعث خوشحالی ماست که شما را به عنوان نویسنده و یاری برای زنده نگه داری ادبیات پارسی در کنار خود ببینیم.


موضوعات ما:


 

متن زیارت عاشورا

متن مداحی های ماندگار

القاب حضرت مهدی (عج)

اشعار در وصف ولادت امام زمان(عج)

اشعار در وصف حضرت علی اکبر(ع)

اشعاردر وصف امام زین العابدین(ع)

اشعاردر وصف ابوالفضل العباس(ع)

اشعار در وصف امام حسین (ع)

پیامک تبریک ولادت امام حسین(ع)

پیامک عید مبعث

شهریار

مولانا

حکایت ها

سهراب سپهری


ابیات عاشقی


سخنان مدیر

ضرب المثل های فارسی

اشعار عرفانی

اشعار زیبای عید نوروز

اشعار با قالب مثنوی

مطالب ادبی

شاعران کتاب

درس ها و نکته های

ابیاتی درباره خدا

ویدئو ها

gold fire 1

نمونه سوالات فارسی سوم

 


شما می توانید انتقادات و یا نظرات سازنده خود را با ما در بخش نظرات این فهرست یا هر مطلب
دیگری ، در میان بگذارید.




در پایان از شما تقاضا می شود به وبلاگ زیر هم مراجعه فرمایید.

دنیایی از پاورپوینت در


http://powerpoint20.mihanblog.com




طبقه بندی: شاعران کتاب، درس ها و نکته های، نمونه سوالات فارسی سوم،
برچسب ها: بهترین های، ادبیات، ایران، و، جهان، اندروید، نرم افزار،

تاریخ : شنبه 13 دی 1393 | 07:33 ب.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی
با سلام خدمت دوستان ادب دوست کشور عزیز و سرفرازم ایران.

تو این پست خواستم کتابی رو بهتون معرفی کنم که از همه حالات وصفی و ادبی زیبا باشه البته در ادبیات خارجه .
بعد از مدتی مطالعه کتاب آوای وحش اثر جک لندن رو بهترین البته از نظر خودم دونستم باز اگه شما کتاب زیبایی رو در نظر دارید با نظر برام بفرستید تا معرفی شه.





اثر جک لندن 
با ترجمه زیبای آقای محسن سلیمانی



توصیه می کنم حتمن تهیه کنید.



طبقه بندی: ترفند بسته اینترنت رایگان ایرانسل،
برچسب ها: آوای، وحش، کتاب، دانلود،

در انتهای غزل ذیل حافظ اشاره به این نکته دارد که اگر در راه خاندان و اهل بیت پیامبر قدم بزنیم ،همت شحنۀ نجف که همان حضرت علی (ع) میباشد بدرقه راهمان خواهد شد.

سر بر سجده می گزارم و تمام آرزوهای دست نیافتۀ چندین ساله ام را مرور می کنم. به یک زندگی پاک فکر می کنم. زندگی ای آرام، توأم با عشق به معبود، به سپیدی ابر، به زلالی آب ...
آرام سر بر می دارم. نا خواسته قطره ای از چشمانم روی سجاده می چکد. تاریکی اتاق و سکوت شب، فرصتی مغتنم برایم مهیا می کند. تا فکر کنم و به این بیاندیشم که چرا سالهاست پاسخی از جنس روشنایی از سوی معبود و بندگان خالص او یعنی اهل بیت پاک و مطهّر به سرای خاموش و تاریک دل من نتابیده است.
دیگر توسل بدون پاسخ امانم را بریده است. آرزو میکنم به بهانۀ مجازات گناهانم، بر صورتم سیلی بزنند امّا در برابر درد دل هایم سکوت نکنند. تا لااقل با خود بگویم اگر با دیگرانش بود میلی/ چرا ظرف مرا بشکست لیلی ، تا دیگر از سکوت تعبیر به فراموشی نکنم... امّا چه سود که سالهاست طعم تلخ سکوت را چشیده ام.
در باز می شود و شعاعی از نور به داخل می تابد. قطرات اشک روی گونه هایم که بواسطۀ تاریکی خود را پنهان نگاه می داشتند، اینک کمی خود نمایی میکنند. مادر بزرگم با چهره ای مهربان در چهار چوب در ایستاده و نگران به صورتم زل می زند. می گوید مادر! 10 بار از سورۀ مزمّل بخوان تا حاجتت روا شود. خودت را در اتاق حبس نکن و نگذار غم بر دلت تحمیل شود.
در را می بندد و مرا به دست سکوت و تاریکی اتاق می سپارد. بلند می شوم و دیوان حافظ را از قفسۀ کتابهایم بیرون می کشم. با دلی شکسته و چشمی اشک بار حمد و سوره ای نثارش می کنم تا شاید راه به رویم بگشاید.
صفحه ای باز می شود. چراغ را روشن میکنم و در بهت و حیرت، روی همان سجادۀ ساده و سپید رنگ، زیر نگاه همان ماه میان ابرهای سفید میخکوب می مانم...
«
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان بصدق 
بدرقۀ رهت شود همّت شحنۀ نجف»

منبع (سایت راسخون)

غزل شمارهٔ ۲۹۶

طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف

گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف

طرف کرم ز کس نبست این دل پرامید من

گر چه سخن همی‌برد قصه من به هر طرف

از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد

وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف

ابروی دوست کی شود دست کش خیال من

کس نزده‌ست از این کمان تیر مراد بر هدف

چند به ناز پرورم مهر بتان سنگ دل

یاد پدر نمی‌کنند این پسران ناخلف

من به خیال زاهدی گوشه نشین و طرفه آنک

مغبچه‌ای ز هر طرف می‌زندم به چنگ و دف

بی خبرند زاهدان نقش بخوان و لا تقل

مست ریاست محتسب باده بده و لا تخف

صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه می‌خورد

پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف

حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق

بدرقه رهت شود همت شحنه نجف

 

 

در غزل ذیل حافظ اشاره به داستان حضرت آدم دارد که وعده کرده بود گندم نخورد ولی این وعده را به جا نیاورد و د ر عوض پیر مغان این وعده را به جا آورد و منظور او زا پیر مغان حضرت علی (ع) میباشد که در عمرش نان گندم نخورد.

غزل شمارهٔ ۱۴۵

چه مستیست ندانم که رو به ما آورد

که بود ساقی و این باده از کجا آورد

تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر

که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن

که باد صبح نسیم گره گشا آورد

رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد

بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد

صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است

که مژده طرب از گلشن سبا آورد

علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست

برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم

که حمله بر من درویش یک قبا آورد

فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند

که التجا به در دولت شما آورد




طبقه بندی: مطالب ادبی،
برچسب ها: شه مردان، شیر خدا، علی (ع)، اشعار، وصف،

تاریخ : پنجشنبه 1 آبان 1393 | 11:25 ق.ظ | نویسنده : مصطفی آغبلاغی تبریزی

1-      فعل قسمت ( الف و ب ) را از نظر گذرا و ناگذر  بودن مشخص كنید . 5/0

الف ) روزگار می‌گذرد                          ب ) اتوبوس از روستاهای نزدیك این جلگه می‌گذرد .

2-      فعلی در دو جمله بنویسید كه در یك جمله " گذرا " و در جمله‌ی دیگر ناگذر باشد . 1

3-      جمله‌ی زیر چند جزئی است ؟ این جمله گذر است یا ناگذر ؟ در صورت گذرا بودن نوع آن را مشخص كنید : " امواج دریا در زیر انوار طلایی خورشید تلالؤ خیره كننده‌ای دارند . " 1

4-      فعل‌های متن زیر گذرا است یا ناگذر ؟ در صورت گذرا بودن نوع آن را مشخص كنید . 5/1

" سواركاران با شتاب می‌تاختند تا از رود دجله بگذرند و با دشمنانشان سرسختانه بجنگند ، اما مبارزان سپاه مقابل راه را بر آنان بستند . "

5-      مصدر " گسستن " را یك با به صورت ناگذرو یك بار به صورت گذرا در جمله ای به كار برید . 1

6-      از مصدر " گسستن " بن مضارع و ماضی بنویسید . 5/0

7-      مصدر " بریدن " را یك بار به صورت ناگذر و یك بار به صورت گذرا در جمله‌ای به كار ببرید . 1

8-      بن ماضی و مضارع مصدر " بریدن " را بنیسید . 5/0

9-      مصدر  " سوختن " و " گداختن " را یك بار به صورت گذرا و یك بار به صورت ناگذر در جمله‌ای به كار برید . 1

10-  بن ماضی و مضارع مصادر بالا را بنویسید . 1

11-  فعل های زیر را به صورت گذرا در آورید . 25/1

می‌خوابی ، رسیده‌اند ، می‌چكید ، چرخید ، دویدید

12-  هر یك از فعل‌های زیر را به سه صورت ماضی ساده ، ماضی التزامی و مضارع التزامی بنویسید . 5/4 نمره ( از افعال انتخاب شود )

می‌آورند ، دویده‌اند ، افكنده بودند ، می‌برد ، ساخته است ، بپذیرند .

13-  با كلمات زیر نوشته‌ای وصفی در یك بند بنویسید . 1

ژاله ، گل‌ها ، ابر ، آفتاب ، چكید

14-  فعل " آمد " در دو جمله‌ی زیر گذر است یا ناگذر ؟ 5/0 الف – من آمدم كه شما را ببینم .    ب – من این همه راه را آمدم كه شما را ببینم .

15-  نمودار درختی جمله‌ی زیر را به گونه‌ای رسم كنید كه اجزای اصلی آن مشخص شوند . 25/1

" فصل تابستان كم كم جای خود را به پاییز می دهد . "

16-  در متن زیر فعل‌های گذرا و نوع آن را مشخص كنید . 1

" آفتاب بامدادی نور طلایی خود را به دشت هدیه كرده بود . پس از نم نم بارانی كه شب گذشته دشت را شسته بود ، لاله ها پر از طراوت و زیبایی شده بودند . "

17-  نمودار درختی جمله‌ی  زیر را رسم كنید و اجزای اصلی آن را نام گذاری كنید . 75/0

" پرنده‌ای پرهای خود را شست "




طبقه بندی: سوالات دروس زبان فارسی اول دبیرستان،
برچسب ها: سوالات، درس، دهم، زبان، فارسی، اول، دبیرستان،

تعداد کل صفحات : 222 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • خرید مسکن
  • آریس پیکس
  • وبلاگ شخصی
  • جاده ماز
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات